کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

563

آقا، ما آخر شبی، اول صوبی، اصن همین حالا، می خوایم یه صوبتی ایراد کنیم. می خوایم بگیم، آدمای تازه وارد به یه شهر، خیلی بیشتر راجه بهش حرف می زنن تا آدمایی که اصن اونجا به دنیا اومدن. خب این که عب نداره. ولی می خوایم به این تازه واردا بیگیم، کوچول موچولا، دیگه نباس هی واس کسی که تو همین شهر به دنیا اومده هی و هی راجه به شهر خودش حرف بزنین خب. خیلی ضایه س به مولا...
گوگول موگولا، قبول دارم، ممکنه شومای تازه وارد اصن یه کشفیاتی کردی توی این شهر که اونِ کهنه وارد اصن نمی دونه. اما قبل از در میون گذاشتن دانش کسب شده ت، یه لحظه، کلیوم یه لحظه فک کن، احتمالن اینی که کهنه وارده و اینو نمی دونه، واسه ش جالب نبوده که نفهمیده تا حالا. می فهمید و اِلا، والا به مولا، حضرت اِسمارت اَس و تیز...

اینم ایضافه کنیم که بضیا مومکنه هزار سالم یه جا بمونن، ولیک همچنان تازه وارد باشن. بضیام توی ساعت اول کهنه وارد میشن...

خولاصه، آدم باشیم...

به هر تقدیر...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر