625
موش های جوب های خیابان ولیعصر جان. وقت تان را زیاد نمی گیرم. یک سوالی داشتم. ما یک تابستانطورروزی یک قایقِ کاغذی ساخته بودیم انداخته بودیم توی جوب تان. حوالی سرِ پسیان. سه متر نرفته وا رفت و غرق شد و ما خندیدیم، اگر کمکی بکند باید اضافه کنم که از ته دلمان خندیدیم. می خواستیم ببینیم آیا آن کاغذ را هنوز دارید؟ می خواهیم باهاش ازین نشانه ها بسازیم، برای لای کتاب. برای نشانه می خواهیم اش. موش ها جانِ جوب های خیابان ولیعصر، با شمایم...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر