634
یک شب آتش در نیستانی فُتاد. بعدش از بس همه جا گرم شد، تموم آبای اون نیستانه بخار شده ن رفته ن هوا. هر چی نِی هم که نسوخته بود، خشک شد اصن. تبدیل شد به بیابون نیستان مربوطه. دفه بعدی آتش شانس اش رو با خارای بیابونِ حاصل امتحان کرد. رفت و افتاد توی خارا. اونام که تموم شده ن، دیگهآتش نتونست شانس اش رو امتحان کنه. خاکسترش با باد رفت...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر