کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه

695

صنعت التفات: انصراف گوینده از مخاطب به غائب و از غائب به مخاطب را آرایه التفات می‌گویند.

این را شما در زندگی ات امتحان کرده ای؟ معجزه اش را دیده ای؟ مثلن آن روز، که پشت ات بهش بود. از حمام درآمده، حوله دورش. روی تخت سرد اتاق نیم وجبیِ آن هتل ِلعنتیِ کنارِ آن کانال های با آب هاشان هم سیاه، نشسته بود. گرمای توی حمام، و سرمای بیرون اتاق - از بس اتاق کوچک بود - دست به یکی نموده، شیشه پنجره را اشکین کرده بودند. یادت هست؟ با یک غائب مانندی حرف می زدی، و با دست روی اشک های پنجره چیز میز میکشدی، ناگهان، ضمیرهات از غائب به مخاطب تغییر کرد، رو بهش برگشتی و بغلش کردی. و سرشار شدی از آن خاصیتِ حنا که خیس که می شود عطرآگین تر می گردد. یعنی تو فکر می کنی اگر آن ضمایر غائب نبود و انگشت بازیت روی اشک های شیشه، عطر حنا روی موهاش کشیدن می توانستی؟ اشک شوق توی چشم اش می دیدی؟ من که چشمم آب نمی خورد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر