دودکش پاک کن تابستونا و بهارا، که تموم آتیشای زیر دودکش ها خاموش بود، بازم روی سقفا قدم می زد. به سُمبه دودکش پاک کنی اش می گفت: دیدی توی این کارتون مارتونا رویایِ طرف رو توی دود و مه میکشن بالای سرش؟ این دودِ بالای دودکش ها رویاهایی هس که خونه ها واسه صاحاباشون می بافن. وقتی صاحابا، آتیشا رو خاموش می کنن، من و تو باس بشینیم پای هر دودکش رویا ببافیم. آدما بی رویا میمیرن. در ثانی، اونی که عادت کرده به روی پشت بوم بودن، دیگه نمی تونه بره پایین بین مردم زندگی کنه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر