کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۱۶, چهارشنبه

138

ما آدم های متوسطی هستیم، ما آدم های متوسطی هستیم که هی به هم نیاز داریم، که هم را بالا بکشیم، که هم را بالا ببینیم، همین است که شاعران در انجمن شان جمع اند و فیزیکدانان در دپارتمان شان و ریاضیدانان در دانشکده شان. چند موسیقی دان دیده ای که نه همنوازی داشته باشد نه شنونده ای؟

ما همه ساکن طبقات مختلف ساختمان متوسط ها هستیم، هر چه یاد میگیریم، برای بالاتر رفتن بین متوسط هاست، والا، این سو ترک ها و آن سو ترک ها را ببین، کم اند، اما هستند...

نه به کسی نیاز دارند، نه ریاضی دان اند، نه شاعر و نه موسیقی نواز، این آدم های این ور دره و آن ور دره، اصن نمی بینند ما را که در میانه در کار ساخت و ساز ایم...

ما میانه نشینان، معتاد میانه نشینی خویش ایم، صدای این همه "شین" را می شنوی؟ ش ش ش، یعنی هیس، یعنی ساکت...

با این همه آینه،
از یک درخت؛ جنگلی ساختن بتوان،
و از یک شمع؛ خورشیدی،
آه؛ ای آینه های من،
دوست تان دارم...

"جنگل آینه ها به هم اندر شکست
فرو ریخت"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر