کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۱۸, جمعه

544

چرا تناردیه این ها تنور نداشتند؟ که کوزت هم برود توش بست بنشیند. البته که مادام تناردیه هیج شبیه مادربزرگ حسن کچل نبود و جای سیبچینی، آتش می انداخت توی تنور و ژان والژانِ برخاسته از بسترِ سردِ فانتینِ مرده خیط می شد وقتی کوزت را سوخته پوخته می دید. و قصه همان جا خاتمه می یافت. قصه که مال فانتین بود، کوزت و ماریوس و ژان والژان ردیف کردن ات چه بود موسیو هوگو...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر