می دانید چه کسی از داروین هم از تهِ دل تر فریاد تکامل تکامل سر می دهد؟
آن راننده فلک زده فرهنگ گشت که زن و بچه شش ماهه اش توی خانه منتظرند و فقط یک مسافر می خواهد که راه بیفتد سمت آمل...
تو چه می دانی از دلِ خونِ ترمینال ها...
چه می گذرد توی دلت ای ترمینال جانِ شرق...
بار چند وداع روی دوش ات هست...
بار چقدر دلتنگی...
ترمینال ها، اسوه ی شکیبایی اند...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر