کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه

668

ورداشته اند تمام شعرهای های نصرت رحمانی را توی یک کتاب ریخته اند به چه کلفتی. چرا؟! نمی شود از تخت آویزان شد و خواندش که اینجوری. زندگی خالی نیست. جاذبه که هست، هیچی هم که نباشد، می افتیم خب...
یعنی کتاب نصرت را بنشینیم پشت میز و بخوانیم؟ یک فنجان قهوه با یک بشقاب شیرینی کشمشی هم بغل اش؟ تقویم برنامه های ماهانه هم آن یکی بغل اش؟‌ یک خودنویس پارکر با اسم مان روش هم بغل ترش؟ با دفترچه یادداشت نظیف و شکیل حتا؟ بعد شعر نصرت بخوانیم؟ شما با عقل ات جور در می آید آقای نگاه؟ چشم ات را بازکن خب، نه واقعن! نگاه توی چشم ما بکن!!! پشت میز و نصرت؟!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر