کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

794

اون روزا که بچه بودیم، طفل معصوم بودیم، یه روز معلم بمون بن مضارع درس داد به این صورت: امری اش رو میسازی، بعد باء اولش رو ور میداری، میشه بن مضارع. مثلن پختن: امریش بپز که منهای اون باء میشه پز.
بعد ما رو برد پای تخته، گف: بن مضارع بودن؟
گفتم امریش باش ، بعد ب رو برمی داریم میشه آش...
همه بمون خندیدن عوضیا...
از همون زمون طفل معصومی صوبت از زمون مضارع و حال می کردیم واسه بودن، ملت می خندیدن بمون. عوض اش بن ماضی ش رو خوب بلد بودیم: بودن منهای نون، میشه بود...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر