کل نماهای صفحه

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

1135

سرگیجه، خمیازه ی همزمان سلول های خاکستری مغز است. وقتی دهان خالی شان را مثل صدف های مرده باز می کنند و صدای اقیانوس می پیچد توی تُهی وارگی شان. و لاجرم، توی سرم. توی سرمان. توی سر ما که نشسته ایم. یکی روی تخت، یکی رو کاناپه. و بین مان پنکه سقفی، غیژ غیژ می کند. توی اتاقی که دیوار دارد و ما و یک یخچال که توش صدای کلاغ لانه کرده. همین است. صدای تیک تاک هم که نیاید، باز هم زمان می گذرد...
باید تاکسی خبر کنم! با موبایل اعتباری...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر